Reproduction
باز توليد: در نظريه فيمينيستي به تمامي فرآيندهايي اشاره دارد كه نسل به نسل از نو زاده مي شوند و رايج ترين نمونه ي آن ها توليد مثل و ديگر فعاليت هايي است كه در راستاي تداوم نقش هاي خانگي و جامعه پذيري انجام مي شوند. مسئله باز توليد جنسي از مباحث مطرح در مباحث فيمينيستي بوده است. فيمينيست هاي راديكال معتقدند اساس برتري مردان در كوشش ايشان براي حفظ كنترل خود بر قابليت توليد مثل زنان است. تصوري كه زنان را ماشين جوجه كشي فرض مي كند بر شكل ميل جنسي زن، نحوه ي ابراز آن، تصويري كه زن از خود مي سازد، و رابطه او از مردان و فرزندان و زنان ديگر تاثير مي گذارد. شولاميث فايرستون مدعي است كه محل اصلي اين ستم بر زنان خانواده هسته اي است. از سوي ديگر فيمينيست هاي ماركسيست معتقدند كاري كه زنان در زمينه ي باز توليد اجتماعي در خانه انجام مي دهند در خدمت حفظ جايگاه اجتماعي اقتصادي و سياسي جامعه ي مردسالار است و در عين حال مانع مشاركت مستقيم زنان در اين نظام مي شود. نظريه پردازان اين گروه، از جمله ميشل بارت، تحليل فرودستي زنان و تقسيم هاي جنسي را از همين مبدا آغاز مي كنند. در نظريه ماركسيستي، ساختارهاي جنسي از تشكيلات سرمايه داري مي آيند اما به اعتقاد مردم شناسان فيمينيست ستم جنسي مقدم بر سرمايه داري است. كم ارزش شمردن زنان از آنجا مايه مي گيرد كه زنان را مسئول توليد مثل و در نتيجه يادآور طبيعت مي دانند حال آنكه فرهنگ سازي به مردان نسبت داده مي شود.
http://en.wikipedia.org/wiki/Reproduction
Consciousness - raising
ارتقاء آگاهي: در دهه ي شصت گروه هاي كوچك زنان با هدف نزديك شدن به يكديگر و تقويت حس همبستگي و رفاقت ميان خود گرد مي آمدندتا با بررسي علل فرو دستي زنان و تحليل شرائط سياسي راه برد خاصي براي عمل بيابند. در گروه هاي كوچك تر كه متكي به روابط دوستانه بود، در كنار مباحث اجتماعي و سياسي، زنان به بازگويي تجربيات شخصي و ترس هاي پنهان فروخورده خود مي پرداختند و در مي يافتند كه ديگر زنان گروه نيز در اين گرفتاري ها شريك اند. اين آگاهي مشترك و رديابي ريشه ها و علل اجتماعي آن از سوي اعضائ گروه ترس و اضطراب و عصبانيت را از آنان دور مي كرد و همه با هم به جستجوي راه حل هاي عمومي بر مي آمدند. كتي سارا چايلد- از فعالان جنبش زنان – نخستين كسي بود كه اين فرايند را ارتقاي آگاهي نام داد و بزودي با اوج گيري جنبش در اواخر دهه شصت و اوائل دهه هفتاد ارتقاي آگاهي از موثرترين شيوه هاي پيش برد جنبش زنان قلمداد شد. زنان در اين گفتگوهاي گروهي با در ميان گذاشتن تجربيات خويش در باره دوران كودكي، رابطه مادران / دختران، ازدواج، مسائل جنسي، زنانگي و مانند آن احساسات شخصي شان را به آگاهي سياسي بدل مي كردندو خواستار تغيير مناسبات موجود مي شدند. در همين گروه هاي ارتقاي آگاهي بود كه شعار " شخصي، سياسي است" معناي واقعي خود را يافت و زنان به زودي دريافتند كه در تجربيات زنانه خود و تبعيضي كه در اثر مناسبات آشكار و پنهان قدرت در عرصه هاي خصوصي و عمومي زندگي برايشان روا داشته مي شود تنها نيستند.
Sexual harrassment
آزار جنسی :شكلي از تبعيض جنسي است كه در محيط هاي كار نسبت به زنان اعمال مي شود. آزار جنسي هر نوع كوششي است براي نزديك شدن، اعم از اشاره اي يا زباني يا تماس ناخواسته جسمي و به ويژه اشاره هاي تحقير آميز كه در محيط هاي كار به دفعات انجام مي شود و از سوي شخصي كه اينگونه رفتار متوجه اوست، توهين آميز تلقي مي شود و در نتيجه اين رفتار، شخص احساس كند كه مورد تهديد يا تحقير يا مزاحمت واقع شده يا موقعيت شغلي اش به خطر افتاده است، يا اين كه در محيط كار فضاي ناخوشايند يا تهديد آميزي بوجود آيد. به طور كلي هر نوع تلاش براي نزديكي به شخصي كه طالب اين نزديكي نيست، آزار جنسي ناميده مي شود.( جامعه شناسي زنان- پاملا آبوت- كلر والاس)
برای اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه کنید: